الشيخ أبو الفتوح الرازي
11
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
ابو رزين گفت : * ( لا يَحِلُّ لَكَ النِّساءُ مِنْ بَعْدُ ) * زنان تو را حلال نباشند الَّا به عقد نكاح . * ( وَلا أَنْ تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْواجٍ ) * ، و نه آن كه بدل كنى به ايشان يعنى به مسلمانان جز ايشان را از جهودان و ترسايان ( 1 ) و مشركان . * ( وَلَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ ) * ، و اگر چه حسن و جمال ايشان تو را عجب آرد ( 2 ) و نيكو آيد تو را . * ( إِلَّا ما مَلَكَتْ يَمِينُكَ ) * ، الَّا آنچه دست تو بر آن مالك باشد از پرستاران . ضحّاك گفت : معنى آن است كه روا نيست تو را بر اين زنان كه دارى بدل كنى ، يعنى اينان را طلاق دهى و زنانى ديگر كنى . پس طلاق ايشان حرام كرد براى حرمت آن كه اينان مادران مؤمنان بودند ، و اختيار خداى و رسول كردند و سراى آخرت . اما نكاح ديگر زنان حرام نبود بر او ، اگر خواستى . عطا گفت ، كه عايشه گفت : رسول - عليه السّلام - از دنيا بنرفت ( 3 ) تا زنان را بر او حلال نكردند . و اين مذهب بيشتر فقهاست و در اخبار ما آمد ، و گفتند : حكم آيه منسوخ است و تلاوت بر جاى . عبد اللَّه ( 4 ) بن زيد گفت : عرب در جاهليّت مبادلت كردندى به زنان ، اين شبى زن او را ببردى و آن ديگر به بدل او زن او را ببردى . خداى تعالى گفت : اين معنى حلال نيست و اگر چه حسن ايشان تو را به عجب آرد ، الَّا در حقّ پرستاران كه اگر خواهى تا پرستار خود بدهى و پرستار او بستانى بر طريق معاوضه و معارضه يا بر طريق اباحت ، روا باشد يا بر سبيل هبه . عطاء بن يسار گفت از ابو هريره كه : در جاهليّة ( 5 ) عادت بودى كه يك ديگر را گفتندى كه : انزل الىّ عن امرأتك انزل لك عن امرأتى ، من نزول كنم براى تو از اهل خود ، تو نيز نزول كن براى من از اهلت . و اين معنى مبادله است كه گفتيم . خداى تعالى اين آيت [ 5 - پ ] فرستاد و اين حكم حرام كرد و نهى كرد از او . يك روز عيينة ( 6 ) بن حصين در پيش رسول شد ، و او در حجرهء عايشه بود ، بى
--> ( 1 ) - دا : ترسا آن . ( 2 ) - دا ، آج : به عجب آرد ، لب : تعجّب آرد . ( 3 ) - دا : بيرون نشد ، آج ، لب : بنشد . ( 4 ) - دا : عبد الرحمن . ( 5 ) - دا ، لب : جاهليّت . ( 6 ) - لب : عتبه .